درباره عشق پریشان (نوشیدنی-مستی-عشق)

punch-drunk-love

 

فیلم “عشق پریشان” تجربه‌ای غریب است. یک داستان عاشقانه‌ نامتعارف. بازی آدام سندلر در نقش بری معرکه ‌است و تصویرهای فیلم منحصر‌به‌فرد هستند. پل توماس اندرسون با این فیلم جایزه‌ بهترین کارگردانی را از جشنواره‌ کن برد.

توضیحات فیلم:

در فیلم “عشق پریشان” بری ایگان (سندلر) مرد جوانی است که در ارتباط برقرار کردن با دیگران مشکل دارد و با وجود خواهرانش، این ناشی‌گری در ارتباط با زنان پیرامونش بیش‌تر هم می‌شود. او در یک انبار کار می‌کند و وسایل لوله‌کشی و ابزارهایی مشابه می‌فروشد. روزی، یکی از خواهرهایش او را با ̎لنا̎ (واتسن) آشنا می‌کند که از بری خوشش می‌آید.

سندلر به وسیلهٔ فیلم و در خود فیلم منزوی شده است. بازیگران دیگر یا غیرحرفه‌ای هستند و نمی‌دانند چگونه با او بده‌بستان کنند. آندرسن با پرتاب یک ستارهٔ کمدی مردم‌پسند در دنیایی دور از خاستگاه راحتش، مشغول آزمایش‌هایی می‌شود که یکی‌شان، برداشت بسیار بلند از ̎بَری̎ است که می‌کوشد با یک خط تلفن آن‌چنانی تماس بگیرد و مورد اخاذی قرار می‌گیرد. آزمایش بزرگ فیلم، کمینه‌گرایی و تکرار است و این از فیلم‌نامه‌ای که سعی شده لخت و نحیف باشد، پیداست. اما هرچه هست و با همهٔ مهارت آندرسن، نتیجه به انتظارات تماشاگر از کارگردان ماگنولیا پاسخ شایسته‌ای نمی‌دهد.

 

نقد و تحلیل فیلم:

اندرسن سندلر را در هارمونی ای قرار داد که در آن فردی به دنبال اخاذی آن هم به شکل تلفنی است. او فیلم را به صورت کمدی تاریک ساخت و به نوعی امتحانی برای خودش در این ژانر بود.

اندرسون در این فیلم شخصیت واقعی سندلر را تغییر نمی‌دهد بلکه او کامیک را به شخصیت او تزریق می‌کند بعنوان مردی دست و پا چلوفتی با روحیه‌ای خشن.

با این حال این فیلم حتی ضعیف‌تر از “Magnolia” در گیشه ظاهر شد و توانست فقط ۱۷ میلیون دلار بفروشد که ضعیف‌ترین فیلم آدام سندلر از لحاظ فروش تا آن زمان بود.

حدس زدن این اتفاق زیاد هم سخت نبود چون طرفداران اندرسن با توجه به فیلم‌هایی که از اندرسن در گذشته دیده بودند، این فیلم را در حد او ندانسته و حضور سندلر که بازیگر فیلم‌های کمدی بود به نوعی خلاف قوانین فیلم‌های اندرسن می‌دیدند و آن را فیلم آدام سندلر می‌دانستند. از سوی دیگر هواداران آدام سندلر نیز با توجه به پیشینه کارگردان که فیلم‌های منتقد پسند می‌ساخت، آن را فیلم آدام سندلر نمی‌شناختند .

اما نکته‌ای که شاید درباره “Punch-Drunk Love” جالب باشد این است که در نگاه به گذشته این فیلم مانند زنگ هشداری برای اندرسن بود. او نتوانسته بود مخاطبان خود را راضی نگه دارد.

 

فیلم دارای روایتی ساده و روان است، تمامی اتفاقات در پی هم و با استفاده از موقعیت های گوناگون می‌افتد. به نوعی هر موقعیت باعث رخ دادن موقعیت بعدی است و… روایت طی چند روز اتفاق می‌افتد.

در فیلم با سوال های متعدد و رخداد های مبهم مواجه نمی‌شویم، بلکه این روایت در لا‌به‌لای اعماق خود از یک پوچی سخن می‌گوید یک زندگی عادی با تنش های روزمرگی که ممکن است اغلب ما با آن رو‌به‌رو شویم .

از طرفی ″اندرسن″با خلق موقعیت های ظریف و طنز‌آلود سعی در پیش بردن روایت دارد، به‌طوری که مخاطب فکر می‌کند این موقعیت ها جزئی از اجزای اصلی داستان هستند.

″اندرسن″در فیلم فقط از یک عنصر مبهم و‌سوال انگیز استفاده کرده و همان را در تمامی سکانس ها تکرار کرده منتها این تکرار ها در هرسکانس که پیش میرود با سکانس قبلی متفاوت است.

اگر بگویم این تنها نقطه مثبتی است که ″اندرسن″در فیلم از آن استفاده کرده گزافه نگفته ام.

پیانو، عنصر مبهم و سوال‌انگیز که اندرسن در فیلم به آن پاسخی نداد و جالب اینکه کاراکترها در مواجهه با پیانو همان سوالی که برای مخاطب پیش آمده را می‌پرسند و ایگن هربار با جوابی سربالا از گفتن آن طفره می‌رود ، گویی خود هم از وجود آن پیانو بی‌خبر است.

بنظرم برای خود اندرسن هم همین سوال پیش آمده که پیانو از کجا توسط چه کسانی در خیابانی در محل کار ایگن قرار گرفته است.

اما شخصیت ها

کاراکتر در فیلم‌های اندرسن اکثرا نقش پر رنگی را در پیش بردن داستان ایفا می‌کند. مشروب و عشق و مستی هم از این قاعده مستثنی نیست. به نوعی این ری‌اکشن شخصیت ها است که باعث جلو رفتن داستان می‌‌شود.

اگر شخصیت اول را فاکتور بگیریم، باقی شخصیت ها را می‌توان در اطراف خود پیدا کرد.

 

شخصیت اول

منظبط، در حیطه کاری خود خبره ، تاکید میکنم در حیطه کاری خود اما بیایید از دیدگاه دیگری به آن بنگریم. شخصیتی ساده و‌بی آلایش، سریع تسلیم و خیلی سریع تر متوجه اشتباه خود می‌شود. برای این شخصیت افسرده عشق مانند راه نجاتی است . عشقی که کاملا از هوس مجزاست. البته هوس هم برای این شخصیت به نوعی دیوانه وار تعریف می‌شود.

نقطه متضادی که برای من قابل توجه بوده، واکنش او هنگام عصبانیت با هنگای که آرام هست کاملا متفاوت از هم است.

نکته قابل توجهی که از نظر من در فیلم دیده می‌شود جمع‌آوری مقدار زیادی پودینگ بوده که کاراکتر اصلی از نقطه آغازین فیلم با آن درگیر است . او میخواهد با جمع‌آوری آن ها بلیت های رایگانِ هواپیما و سفرهای خارجی که از رفتن به مسافرت هم اجتناب میکرد و برای اولین بار عشق باعث مسافرت او شد و در نهایت از آنها برای خوشحال کردن معشوقه خود ، که اغلب در سفر است استفاده کرد.

عشق…

و آرامشی که همانند رنگ آبی به او و زندگی یکنواختش می‌دهد که با تلفیق رنگ قرمز در فیلم این آرامش‌ به اوج خود می‌رسد. ″اندرسن″ موسیقی متن فیلم را از همان عنصر مبهم ( پیانو ) استفاده کرده است که پیش تر به آن پرداختیم.

فیلم‌های پیشنهادی

بازیگران عشق پریشان (نوشیدنی-مستی-عشق)

دست اندرکاران عشق پریشان (نوشیدنی-مستی-عشق)

دیدگاه‌های عشق پریشان (نوشیدنی-مستی-عشق)